قسمت دوم و آخر;اهمیت جدا شدن از کار

چون ثابت شده است که جدایی از کار موجب سلامتی ویکی از عوامل اصلی برای موفقیت تحت شرایط کاری استرس زا است.بنابراین شما چگونه جدا می شوید؟پژوهشگران خیلی از استراتژی ها شامل آموختن موضوعات جدید,مشغول شدن به یک سرگرمی, مطالعه برای لذت و ورزش را بررسی کرده اند.همچنین با این فرض که تکنولوژی اغلب ما را به کار مربوط می کند,گاهی اوقات جدا کردن دستگاههای الکترونیکی از برق و دور شدن از آنها می تواند ایده خوبی باشد.روش دیگر برای نگاه کردن به مقوله جدا شدن از کار آن است که موقعی سرکار نیستیم بطور واقعی و کامل در سایر جنبه های زندگی غرق شویم.وقتی در حال خواندن مقاله روزنامه ای راجع به رویدادها در قسمت های دیگر دنیا هستید یا وقتی با کودک خود در حال گفتگو راجع به کاری هستید که در مدرسه انجام می دهند و از آنها سؤالاتی می پرسید,,بطور واقعی بر موضوعات درگیر شده تمرکز می کنید.
تحقیق همچنین نشان داده است که عاملی کلیدی برای رسیدن به تا حدودی جدایی از کار,مدیریت مرزهای بین کار و سایر جنبه های زندگی است.برای انجام این کار ,روش های مختلفی وجود دارد,اما احتمالا" مؤثرترین استراتژی در جداسازی مرزها بطور ساده هنگامی که پذیرفتنی باشد سامان دهی توقعات مردم است. مشابه اکثر اساتید,من خودم را خیلی وقف دانشجویان کرده و برای رفع نیازهای آنها به سختی کار می کنم.علی رغم این میزان بالای اختصاص وقت و انرژی,دانشجویانم درک می کنند که زیبنده نیست  سر ساعت 9بعد ظهر برای درخواست کمک درخصوص مقاله ای با من تماس بگیرند.از سوی دیگر,اگر یکی از دانشحویان با مصیبت مرگ بستگان مواجه شد و امکان شرکت در امتحان روز بعد را نداشت,بی شک تماس با من در خانه هنگام شب قابل توجیه هست.با این وجود آنچه را که باید بخاطر داشت این است که مدیریت مرزها چالش برانگیز است.همچنانکه بحث شد,بی شک تکنولوژی تداخل کار در زندگی های شخصی را خیلی آسان تر کرده است.علاوه بر آن,در خیلی از حرفه ها(محیط های دانشگاهی مطمئنا" یکی از آنها است) مردم برای عدم ایجاد مرزها مورد تشویق قرار می گیرند.
بعنوان آخرین ایده,یکی از فواید دیگر جدایی از کار, تمرین برای روز بازنشستگی یعنی هنگامی است که بطور دائم باید از کار جداشویم.اگر چه اکنون بازنشستگی در اکثر کشورها داوطلبانه است,ولی به هر حال اکثر افراد در نهایت بازنشسته می شوند.تحقیق در خصوص تطابق با بازنشستگی بیانگر آن است که دو عامل قوی برای تطابق فرد با شرایط بازنشستگی سلامت و امنیت مالی هستند,همچنانکه هر فردی ممکن است انتظار داشته باشد,کسانی که امنیت مالی داشته و سالم باشند به خوبی قادر به تطبیق خود با بازنشستگی هستند.لکن,عامل دیگری که بازنشستگی را تسهیل می کند بطور ساده داشتن کاری با ارزش برای اختصاص وقت خود به آن در دوران بازنشستگی است.جدایی از کار به ما کمک می کند تا چیزی را بیابیم که دوست داریم خارج از حوزه کار انجام دهیم,در نتیجه موقعی که دیگر کار بخشی از زندگی ما نیست هنوز می توانیم احساس ارزش و خرسندی کنیم.
(Source:psychologytoday.com)
ترجمه و ترخیص:غریب واحدی پور
 

قسمت اول;اهمیت جدا شدن از کار

جدا شدن از کار یکی از عوامل کلیدی موفقیت در شرایط کاری استرس زا است.
بطور نمونه هنگامی می شنویم که شخصی"جدا شده"یا بطور فعالی در جستجوی"جدایی"است, در ذهن از او تصویری منفی شکل می گیرد.ولی مواردی وجود دارد که مقدار معینی جدایی چیز خوبی است;در واقع,شواهد قابل ملاحظه ای وجود دارد که جدایی منظم از کار عاملی کلیدی برای موفقیت در کار استرس زا است.قبل از بحث در خصوص مکانیزم های اصلی که بدان طریق افراد امکان دارد قادر به جدایی باشند,ابتدا مهم است بررسی کنیم که چرا اغلب از کار جدا نمی شویم.یک دلیل آشکار تکنولوژی است.امروز قادر به ارتباط24ساعته با محیط کار از طریق ایمیل و گوشی های هوشمند هستیم.به خیلی از روش ها این تکنولوژی زندگی ما را بهبود می دهد,اما متأسفانه همچنین خطوط بین کار و جنبه های دیگر زندگی را مخدوش می کند,یعنی اینکه هرگز نمی توانیم بطور کامل از کار جدا شویم.دلیل دیگری که شاید کمتر آشکار باشد فرآیندهای مقایسه اجتماعی است.اغلب اوقات از کار جدا نمی شویم چون نمی خواهیم در مقایسه با سایر کارکنان سازمان بعنوان فردی وظیفه نشناس و سست وبی حال دیده شویم.دانشجویی در یکی از کلاس هایم  که در یک شرکت بزرگ حسابداری کار می کرد یک مرتبه توصیف می کرد که در انتهای روز کاری هر کس به فرد دیگری نگاه می کند تا ببیند چه موقع محل کار را ترک کند,هیچ کس نمی خواهد اولین فردباشد!
بنظر می رسد که برخی فشارهای واقعی  برای جدا نشدن از کار بر روی خیلی از ماها وجود دارد, اما به هزینه "جدا نشدن"بیندیشید.تحقیق نشان داده است که هنگامی افراد بطور منظم از کار جدا نشوند.هزینه واقعی زیاد بواسطه کاهش انرژی بدنی و ذهنی بر فرد اعمال می شود.همچنین یک هزینه ظریف تر و شاید در درازمدت مهم تری هم وجود دارد.موقعی بطور پیوسته در حال تفکر راجع به کار,چک کردن ایمیل,و انجام مکالمات تلفنی مربوط به کار هستید واقعا" از آنها که پیرامون شما هستند همانند خانواده و دوستان جدا می شوید.بطور آشکار,برخی اوقات شرایط کار تداخل در زندگی شخصی را ایجاب می کند,اکثر اوقات نیز افراد مهم درون زندگی این وضعیت را درک می کنند,اما اگر بطور پیوسته این کار را انجام دهیم امکان دارد روابط مهم را خراب کند,روابطی که امکان دارد قادر به تعمیر آنها نباشیم.سرانجام,ما همچنین می توانیم به قصور در جدایی از کار از منظر صرفا" اقتصادی بنگریم.برای مثال,فردی را در نظر بگیرید که در هفته 5ساعت اضافی صرف چک کردن ایمیل ها در خانه می کند.اگر آن شخص در ساعت 10دلار  عایدی داشته باشد,در هفته 50دلار و طی دوره ای یکساله 2500دلار به کارفرما سود می رساند. در حقیقت,ساعات کار اضافی در خانه سؤالات حقوقی مهمی را درپی خواهد داشت.
ادامه دارد
(Source:psychologytoday.com)
ترجمه و ترخیص:غریب واحدی پور
 

قسمت دوم و آخر:تعریف نوین سلامت روان

سلامت روانی؟هم ذهنی و هم  بدنی است
در فرهنگ های سرکوبگری که ابراز اندیشه ها و خیالات ذهنی مجاز نیست,ذهن می تواند خودش را بصورت علائم درد بروز دهد.آنهایی که آسیب های روحی غیر قابل تحملی همانند سوء استفاده جنسی در دوران کودکی را تجربه کرده اند اغلب رنج وسیعی از علائم بدنی دارند.بطور یکسان,هر دکتری خواهد گفت که اگر ذهن نتواند آسیب روحی بیشتری را تحمل کند بدن فیزیکی فرو می ریزد.اختلالات تیروئید,سایروس(داء الطب) و التهاب مفاصل همه بیماری های خود ایمنی هستند که می توانند در هنگامه استرس های هیجانی رشد کنند.
بمجرد پذیرفتن اتحاد بین سلامتی ذهن وبدن چند چیز روشن می شود.اول اینکه,ما باید اصطلاح"بیماری روانی"را دور بیاندازیم.از اکنون به بعد,باید راجع به سلامتی فرد بطور کلی گفتگو کنیم.بدین طریق بخش زیادی از شرمساری را که هنوز از گفتن ناخوشی روانی دچار آن می شویم از دست می دهیم. از نظر روانی مریض نیستیم.بلکه  فقط مریض هستیم.
بمجرد اینکه دریافتیم بیماری روانی می تواند بدین طریق مجسم شود باید از یک روش جدید درمان مبتلایان به بیماری های روانی استقبال کنیم.جدایی ذهن و بدن به ما خدمت ضعیفی هم در تشخیص و هم در درمان کرده است.ابتدا تشخیص,نیاز است که بررسی بیشتری بکنیم تا به دلایل اساسی اینکه  چرا اغلب خیلی ملول و افسرده هستیم پی ببریم,خیلی از آن دلایل بدنی هستند. 
ما به اندازه کافی ورزش نمی کنیم.غذای بنجل می خوریم.برخی از ما از میزان التهاب بالای مزمن رنج می بریم,دل و روده ملتهب به بدن های تحت استرس و خلق و خوی ضعیف منجر می شود.به سمت و سوی زندگی های گیج کننده می رویم.در شهرها زندگی می کنیم.از طبیعت و از همدیگر جدا شده ایم.به گوشی های خود چسبیده ایم.نسبت به خود مان یا دیگران مهربانی و دلسوزی نمی کنیم.دوم,درمان,هر عاملی که به خوبی سلامت قلبی-عروقی,ترشحات داخلی و ماهیچه ای را بهبود می دهد ,سلامت روانی را نیز بهبود می دهد وبالعکس 
موقعی که به عقب برگشته و به مبارزه خود با سرطان نگاه می کنم,فکر می کنم که اگر راجع به ارتباط بین سلامت ذهنی و بدنی بیشتر درک می کردم امکان داشت سریعتر بهبود یابم یا در گام اول کمتر مریض شوم بنظر می رسد که من تنها نیستم و باید برای این یافته هورا کشید.
(Source:The Guardian)
ترجمه و تلخیص:غریب واحدی پور
 

قسمت اول:تعریف نوین سلامت روان

سلامت روانی؟هم ذهنی و هم  بدنی است
بنا به شواهد در حال ظهور,ما در اشتباه هستیم که ارتباط بین سلامت روانی و بدنی را انکار می کنیم.
در دنیای سلامت روان اتفاقاتی در حال وقوع است و اخبار مثبتی در راه هست.این ماه,دانشمندان بریتانیایی شروع به آزمایش روشی اساسا" جدید برای درمان جنون جوانی (اسکیزوفرنی)کردند که بر اساس دلیل اولیه می تواند یک بیماری سیستم ایمنی بدن باشد.در ضمن,دانشمندان در حال بررسی این امکان هستند که سطوح پایین التهاب مزمن ممکن است با افسردگی در ارتباط باشد.
اولور هوس یک پرفسور روانپزشکی مولکولی در مؤسسه علوم پزشکی MRCلندن و یک روانپزشک مشاور در بیمارستان مادزلی جنوب لندن در حال راهبری تحقیق اسکیزوفرنی می گوید,"در گذشته همیشه تصور می کردیم که ذهن و بدن از همدیگر مجزا هستند,اما دقیقا" آنگونه نیست." ذهن و بدن بطور پیوسته بر همدیگر تأثیر می گذارند و سیستم ایمنی متفاوت نیست.
برای مدتی باور کرده ام که ما نیاز به توقف جدایی سلامتی روحی از بدنی داریم.ذهن بیرون از بدن وجود ندارد.بدن بدون از ذهن هم کالبد بی جانی است.بطریقی برگشت به روش اندیشیدن قدیمی است: "ذهن سالم در بدن سالم است"مؤلفه اصلی فلسفه بقراطی یونان قدیم بود.اما چون دکارت ذهن و بدن را جدا کرد ,با این توجیه که هر دو جدا از هم هستند,ما با نتایج آن در حال زندگی بوده ایم.
سرویس سلامت ملی(NHS)بین ذهن و بدن تفاوت قائل می شود و از این جدایی می تواند بعنوان بهانه ای برای سرمایه گذاری نکردن بر روی خدمات سلامت روان استفاده کند.و من نیز این جدایی را مشتاقانه پذیرفته بودم.تا اینکه دو دوره کوتاه به افسردگی شدید مبتلا شدم.از اینکه از لحاظ بدنی هم ناخوش شده بودم متحیر شدم.نمی توانستم بخوابم,قلبم تند می زد.احساس تهوع می کردم.هر ذره ای از وجودم درد می کرد.به خودکشی تمایل پیدا کرده بودم,زیرا خیلی احساس بیماری می کردم.
این را برای لحظه ای بیازمایید.یک نفس عمیق بکشید.شانه هایتان را شل کنید.چشمانتان را ببندید.نفس بکشید.از آن لحظه ریلکس بدنی لذت ببرید.و متوجه چیز جالبی می شوید.هر وقت از لحاظ بدنی ریلکس می شویم از نظر روحی هم ریلکس خواهید شد.غیر ممکن است که از نظر بدنی ریلکس,ولی از نظر روحی تحت تنش باشید.بطور یکسان ,اگر احساس استرس و ناراحتی کنید,بدن هم پیروی خواهد کرد.
ادامه دارد
(Source:The Guardian)
ترجمه و تلخیص:غریب واحدی پور
 

ورود به سایت



سخنی پند آموز

 
Victor Hugo said,"Short as life is,we make it shorter still by the careless waste of time"
ویکتور هوگو گفت,زندگی کوتاه هست,با این وجود ما بی دقتی در اتلاف وقت آن را کوتاه تر می کنیم
یادداشت اینشتین که متجاوز از 100سال قبل در هتلی در ترکیه بجای انعام به پیش خدمت داد و پیش بینی کرد که روزی ارزش آن بمراتب بیش از ارزش یک انعام معمولی است.جالب است بدانید که اخیرا" 1.3میلیون دلار بفروش رفت:
A calm and humble life will bring more happiness than the pursuit of success and the constant restlessness that comes with it
یک زندگی آرام و محقر شادی بیشتری از تلاش برای موفقیت و بیقراری مستمر تؤام با آن در پی دارد
ENGLISH PROVERB
The way to a man's heart is through his stomach
ضرب المثل انگلیسی
راه قلب یک مرد از شکم او می گذرد
 ....به جای این‌که از هیچ نتیجه‌گیری کنید یا در ذهن خود حدس بزنید چه اتفاقی افتاده، یک لحظه صبر کنید. یک نفس عمیق بکشید و جلوی قضاوتی که از درونتان می‌جوشد را بگیرید. در مورد نتایج سخت‌گیر باشید و در مورد فرد، سهل‌گیر
No matter how old you are,you always want your mother's love and acceptance.I guess I'm hoping one day I'll get it back
Hilary Grossman
مهم نیست که چند سال دارید,همیشه محتاج عشق و پذیرش مادر هستید,حدس می زنم که روزی دوباره آن را بدست خواهم آورد
 
You cannot create experience.You must undergo it.
Albert Camus
تجربه را نمی توانید خلق کنید,باید آن را تحمل کنید
طلایی ترین بخش سخنان روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل
 
سفیران ما،شاعران و عارفان و حکیمان‌مان هستند ما با حافظ جهان  رافتح کرده ایم چه نیازی دیگر،به فتح جدید داریم
 
 
If you want to shine like a sun,first burn like a sun
A.PJ.Abdul Kalam
اگر می خواهید همانند یک خورشید بدرخشید,ابتدا مانند یک خورشید بسوزید
 
There is no greater heaven the heart of a loving mother
Bangambiki Habyarimana
هیچ بهشتی بزرگتر از قلب یک مادر مهربان نیست
 
We must take sides.Neutrality help the oppressor,never the victim.Silence encourages the tormentor ,never the tormented
Elie Wiesel
ماباید جبهه گیری کنیم.بی تفاوتی کمک به ظالم است و هر گز به نفع قربانی نیست.سکوت عذاب دهنده را تشویق می کند و هرگز به نفع عذاب دیده نیست
 
If you tell the truth,you don't have to remember anything
Mark Twain
اگر حقیقت را بگوئید,مجبور نیستید که چیزی را بخاطر آورید
Last week,Masoud Nikdel,an Iranian artist,covered himself in mud and sat motionless on the stairways of Milad Tower for three hours to show his worries about water crisis
نوشته فوق زیر نویس عکس آغشته به شل و گل مسعود نیکدل هنر پیشه کشورمان در صفحه اجتماعی 28سپتامبر 2015روزنامه تهران تایمز است که برای نشان دادن دغدغه های خود برای بحران آب با این وضعیت به مدت3ساعت همانند مجسمه بر روی پلکان برج میلاد و در معرض دید عموم نشست
If you want to shine like a sun,first burn like a sun
A.PJ.Abdul Kalam
اگر می خواهید همانند یک خورشید بدرخشید,ابتدا مانند یک خورشید بسوزید
 There is no greater heaven the heart of a loving mother
Bangambiki Habyarimana
هیچ بهشتی بزرگتر از قلب یک مادر مهربان نیست
We must take sides.Neutrality help the oppressor,never the victim.Silence encourages the tormentor ,never the tormented
Elie Wiesel
ماباید جبهه گیری کنیم.بی تفاوتی کمک به ظالم است و هر گز به نفع قربانی نیست.سکوت عذاب دهنده را تشویق می کند و هرگز به نفع عذاب دیده نیست
If you tell the truth,you don't have to remember anything
Mark Twain
اگر حقیقت را بگوئید,مجبور نیستید که چیزی را بخاطر آورید.
 
Nothing is softer or more flexible than water,yet nothing can resist it
Lao Tzu
هیچ چیزی نرم تر یا قابل انعطاف تر از آب نیست,با این وجود هیچ چیزی نیز قادر به مقاومت در برابر آن نیست
ذهن های بزرگ به ایده ها,ذهن های متوسط به رویدادها و ذهن های ضعیف به دیگران می اندیشند
People tend to forget their duties but remember their rights
Indira Gandhi
مردم تمایل دارند که وظایف خود را فراموش کنند اما حقوق شان را بخاطر آورند.
Wise men speak because they have something to say;Fools because they have to say something
Plato
عاقلان سخن می گویند چون سخنی برای گفتن دارند;نادانان سخن می گویند برای اینکه حرفی زده باشند
 
How wrong is it for a woman to expect the man to build the world she wants,rather than to create it herself
Virginia Woolf
چقدر اشتباه است که زنی بجای اینکه دنیای مطلوبش را خودش خلق کند,از مردی انتظار داشته باشد که آن را  برای او بسازد
Kindness is the language which the deaf can hear and the blind can see.
Mark Twain
مهربانی زبانی است که کر می شنود و کور می بیند.

A man who stands for nothing will fall for anything
Malcolm X
مردی که هیچ عقیده ای ندارد برای هر چیزی شخصیت خود را تنزل می دهد
The true sign of intelligence is not knowledge but imagination
Albert Einstein
علامت واقعی هوش دانش نیست,بلکه تخیل است
A developed country is not a place where the poor have cars,It's where the rich use
public transportation
"Gustavo Peter,the mayor of Bogota in Colombia"
کشور توسعه یافته جائی نیست که فقرایش خودرو دارند ,بلکه جائی است که ثروتمندانش از وسیله نقلیه عمومی استفاده می کنند
 كسي كه قدرت را با پول بخرد عدالت را هم به پول ميفروشد 
قدرت باد آورده آثار مخرب تري از ثروت باد آورده دارد . 
 
"شادروان دكتر ناصر كاتوزيان
پدر علم حقوق ایران"
نگاه طعمه ای به مسئولیت که در واقع یک امانت است برای رسیدن به ثروت و امتیازات خاص موجب کوچک و حقیر شمردن فرد می شود.
"رهبرمعظم انقلاب"
Choose a job you love,and you will never have to work a day in your life
 
Confucius
"شغلی را که دوست داری انتخاب کن,در آن صورت در تمام عمر خود حتی یک روز مجبور به کار کردن نیستی"

I don't believe in love at first sight because my mother started loving me before seeing

me

Luffina Lourduraj

"من عاشق شدن در نگاه اول را باور ندارم زیرا مادرم عشق ورزیدن به مرا قبل از دیدنم آغاز کرد."

تنها راه جلوگیری از انتقاد,هیچ کاری انجام ندادن,هیچ چیزی نگفتن و هیچ کسی نبودن است."ارسطو"

بهترین آمادگی برای فردا  حداکثر تلاش و بهترین عملکرد امروز است.

در هوای ابری دیگران رنگین کمان باشید

 زندگی را جدی نگیرید.زیرا از آن زنده بیرون نمی آیید.

25درصد زندگی اتفاقات  و 75درصد  آن عکس العمل به این اتفاقات است.