تا زمانیکه برای تأیید و کسب رضایت وابسته به دیگران باقی می مانید، شادی زودگذر و فانی است.
پست شده؛ ۱۰فوریه ۲۰۱۷
آیا میل دارید که محبوب دیگران باشید؟ آیا به سختی روی روابط خودتان کار می کنید، سعی می کنید شنونده خوبی باشید، در تلاشید که با دیگران موافق و همدل باشید، همه موارد به این امید صورت می گیرند که دیگران بیشتر دوست تان خواهند داشت؟
متأسفانه، موقعی که همه انرژی خودتان را مصروف خوشحال کردن دیگران می کنید، در عوض احتمالاً نتیجه عکس می گیرید.
چگونه جستجوی تأیید و رضایت بی نتیجه است
بجای اصیل بودن، تقلا می کنید تصویری خلق کنید که فکر می کنید مردم آن را جذاب و خوشایند می یابند. در این فرآیند، بتدریج با کمتر صادق، طبیعی و نمونه خود واقعی تان شدن، شخصیت اصیل تان را مورد مصالحه و خطر قرار می دهید. هر چه برای تأیید و رضایت فشار بیاورید، دیگران کمتر با شما احساس راحتی و آسودگی می کنند. آنها چیزی بدلی در واکنش هایتان حس می کنند، برای اعتماد به شما دچار مشکل هستند. ممکن است حتی شروع به احساس مورد بازیچه قرار گرفتن کنند. همه این موارد می توانند رابطه با شما را خسته کننده سازند.
بدین دلیل است که مردم با جستجو کنندگان تأیید و رضایت احساس دلتنگی و افسردگی می کنند: نیاز آنها یک تخلیه انرژی است. زودتر یا دیرتر، شروع به اجتناب از شما می کنند، قرار ملاقات ها را فراموش می کنند یا مکالمات تلفنی تان را جواب نمی دهند. برای هر چیزی مانند دوستی ها و روابط نزدیک که برای آنها به سختی کار می کنید، نتیجه عکس می گیرید، آسیب دیده و سردرگم رها می شوید.
زخم های کودکی
ما همه نیازهای برآورده نشده کودکی خودمان را بعنوان روشی برای بهبود زخم های هیجانی که در گذشته متحمل شدیم به درون روابط امروز مان می آوریم. اما تا مادامیکه برای تأیید و رضایت وابسته به دیگران باقی می مانیم، شادی مان زودگذر و فانی است.
در تجربه روان درمانی ام، دریافته ام که افراد مشتاق تأیید و رضایت اغلب در کودکی خودشان ترومای هیجانی را تجربه کرده اند. آنها امکان دارد بد رفتاری کلامی، بد رفتاری فیزیکی یا غفلت هیجانی را تجربه کرده باشند. وضعیت هرچه که باشد، آنها برای منحصر بفردی خودشان، احساس ارزشمندی و برجستگی نمی کردند. بلکه این پیام را دریافت کرده بودند که عشق شرطی است؛ باید به سختی برای آن کار کنند، فقط خودشان بودن کفایت نمی کند.
با کاوش جزئی در شخصیت جستجو گران تأیید و رضایت در می یابید که آنها در کشمکش با عزت نفس پایین هستند. ارزش خودشان را درک نمی کنند، بنابراین در جستجوی تأیید دیگران هستند. با اینحال هر آسودگی و تسلی خاطری که بدست آورند دوام ندارد. صرفنظر از اینکه چقدر تصدیق و پذیرش دریافت می کنند، باز بزودی برای اعتباریابی دوباره تلاش می کنند.
بهبود ترومای هیجانی
پذیرش مالکیت ترس ها و اضطراب هایتان اولین گام به سمت بهبود روابط تان هست. بجای انتظار از دیگران برای بهبود تان، با بهبود خودتان آغاز کنید.
این مستلزم کاوش دقیق در خصوص اضطرابی است که نیازمندی و اشتیاق تان برای کسب تأیید و رضایت را تقویت می کند. بجای تلاش برای رفع اضطراب درونی خود از طریق روابط، هرچه بیشتر بتوانید خودتان بطور مستقیم به آن بپردازید، بیشتر شروع به بهبود زخم های قدیمی خود می کنید. کشف زخم های قدیمی در درمان فردی کمک خواهد کرد، اما اگر نتوانید آن درس ها را در زندگی روزانه بکار گیرید، ارزش کمی دارد. به توجه و آگاهی بیشتری در تعاملات خودتان نیاز خواهید داشت.
با توجه به چگونگی احساس خود هنگام ارتباط با دیگران آغاز کنید. از خودتان این پنج سوال را بپرسید:
آیا اصیل و واقعی هستم؟
آیا در حال کار برای کسب تأیید و رضایت هستم؟
آیا مایل به اجتناب از تعارض هستم؟
آیا در حال بروز واکنش خالصانه و بی ریا هستم، یا واکنش ها را با تفکر و نیرنگ آمیز برمی گزینم؟
آیا در حال جلب توجه یا بروز واکنش صادقانه هستم؟
هر چه بیشتر نسبت به نیروهای ناخودآگاهی که تعاملات تان را شکل می دهند آگاه شوید، بیشتر قادرید که گزینش های جدید داشته باشید. این به معنای شروع دعواها یا بیان نظرات خودپسندانه نیست. بلکه به معنای شروع به سخن گفتن با صدای اصیل خودتان هست. کسانی که به خودشان وفادارند بمراتب جالب تر از جستجو گران تأیید و رضایت هستند. اصالت همیشه برای دیگران جذاب تر و گیراتر است.
راه حل گروه درمانی
گروه درمانی گزینه ایده آل برای کسانی است که در کشمکش با مشکلات رابطه هستند زیرا عادات بد را بطریق سر راست تری نسبت به درمان انفرادی آشکار می کند. به عبارت دیگر، درمانگرتان را با بصیرت بهتری در خصوص مشکلات اجتماعی تان توانمند می سازد.
در درمان فردی، گزارش فرد در خصوص اتفاقات فضای زیادی برای تحریف بجا می گذارد. برای مثال، شخصی ممکن است احساس قربانی شدن را گزارش کند، اما نقش خودش در تقویت آن پیامد را هرگز درک نمی کند. بعلاوه، موقع کار تک به تک، درمانگران ممکن است فکر کنند که آیا نمونه دقیقی از اتفاقات درون زندگی درمانجو را بدست می آورند؟ هنگامی که اتفاقی گزارش می شود، همیشه احتمال اغراق یا سوء تعبیر وجود دارد.
در درمان گروهی، درمانگر توصیف زنده ای از رفتار میان فردی بدست می آورد. گروه دوباره یک محیط اجتماعی خلق می کند که برای درمانگر فرصتی مهیا می کند تا همه عادات بد رابطه تان را در عمل ببیند.
قانون طلایی درمان گروهی این است که« آنچه در گروه اتفاق می افتد، در زندگی اتفاق می افتد.» در گروه، تمایلات منفی که شما را از داشتن روابط سالم باز می دارند روشن می شوند. سپس درمانگر می تواند مداخله کند و شما را به سمت روش های بهتر ارتباط هدایت کند. فکر پیوستن به یک گروه درمانی ممکن است مضطرب تان کند، اما موقعی که بحث از عادت جستجوی تأیید و رضایت است، مسیر سریع السیری به سمت روابط بهتر است.(مقاله« چگونگی با دوام ساختن عشق» را بخوانید.)
منبع؛ https://www.psychologytoday.com
ترجمه و تلخیص: غریب واحدی پور

سه مورد از عمومی ترین دلایل افسرده خویی و سه راه حل قابل اعتماد
نکات کلیدی:
۱) تشخیص افسردگی با عملکرد بالا که افسرده خویی نیز نامیده می شود می تواند دشوار باشد.
۲) برخلاف افسردگی عمده، افسردگی با عملکرد بالا سطحی، مزمن و فاقد یک عامل محرک روشن است.
۳) اقدامات درمانی برای رفع افسردگی با عملکرد بالا شامل خود مراقبتی، تجلی خلاقانه و دارو است.
تصور اکثر مردم از افسردگی؛ تصویر یک شخص بی کس، منزوی، نومید و غمناک با زمینه ای از یک دورنمای سیاه و غمناک است. ممکن است شگفت زده شوید که « برای بدبخت چه اتفاقی افتاده؟
در عین حال، چنین تصویری همیشه درست نیست. در ظاهر، بنظر می رسد که زندگی برخی افراد افسرده توام با کشمکش و خرسندی است؛ رسانه های اجتماعی خودشان را چک می کنند، چهره های خندان و خانه های قشنگ دارند. آنقدر خوب عمل می کنند که حتی فکر اینکه می توانند افسرده باشند بنظر غیر منصفانه است.
تشخیص افسردگی با عملکرد بالا که افسرده خویی نیز نامیده می شود می تواند دشوار باشد. مشابه افسردگی کلیشه ای نیست. برخلاف اپیزودهای افسرده ساز عمده که شدید، ناتوان کننده و دارای محدودیت زمانی هستند، افسردگی با عملکرد بالا سطحی، مزمن و فاقد یک عامل محرک روشن است.
وجودش می تواند دیوانه کننده احساس شود.
* غم و اندوه در مقابل افسردگی
غم و اندوه احساس خالصی است که از یک اتفاق ناگهانی روشن ناشی می شود. ما از یک فقدان، از دست دادن یک دوست یا احساس طرد شدگی توسط دیگران غصه دار و محزون می شویم. گریه یا سوگواری می کنیم زیرا غم واندوه مقتضی احساس می شود؛ اجازه می دهیم تا در روح و روان ما جریان یابد.( مقاله «هفت زیان و آسیبی که هرگز بهبود نمی یابند.» را مطالعه کنید.»)
بدین طریق، غم واندوه می تواند تسکین دهنده، حتی لذت بخش احساس شود. برخی از اشعار، آوازها و متون ادبی بعنوان ستایشگر سوگ و اندوه تلقی می شوند. آنها تسکین دهنده هستند، چون غم و اندوه ما را تصدیق کرده و معتبر می شمارند و دیگر تنها نیستیم.
اما افسردگی چنین تسکین و آرامش خاطری عرضه نمی کند. برخلاف غم واندوه، افسردگی اغلب دفاعی در مقابل احساسات ناخوشایند است. ریشه کلمه دپرس(افسرده و محزون) به معنای اعمال فشار رو به پایین، انکار و مسدود سازی است. احساسات ناخوشایند اغلب علت خیلی از عوارض افسرده ساز هستند.
* افسردگی عملکرد بالا
هرچند یک اصطلاح کلینیکی برای یک ناخوشی نیست، با یک اتفاق فجیع یا تغییر ناگهانی تحریک نمی شود. اغلب راجع به منبع یا علت آن احساس ناآگاهی می کنید.
اما اگر در کشمکش با افسردگی عملکرد بالا هستید، ممکن است سرکار بروید، دوستان را ببینید و در اتفاقات حضور یابید. اما افسردگی بندرت شما را رها می کند؛ هر جا که می روید احساس خستگی و فرسودگی رهایتان نمی کند. احساس می کنید که تحت فشار یک بار سنگین هستید. موقعی که به آینده فکر می کنید چشم انتظار هیچ چیزی نیستید.
افسردگی عملکرد بالا همیشه همانند ابر تاریکی بر روی یک آسمان آبی روشن وجود دارد. ماده ابر یک نوع تاریکی است که حتی شما آن را درک نمی کنید. ( مقاله « سه علامتی را که نیاز به یک تغییر در سبک زندگی دارید.» بخوانید.»
* دلایل افسردگی عملکرد بالا
* سه مورد از عمومی ترین دلایل افسردگی عملکرد بالا عبارتند از:
۱) تروما؛ متأسفانه، خیلی از تروماهای کودکی بصورت پردازش نشده رها می شوند. افراد با افسردگی عملکرد بالا بندرت زمانی برای تفکر در خصوص گذشته خودشان داشته اند. آنها به جلو حرکت می کنند، بصورت تهاجمی از خاطرات و حوادثی که ممکن است موجب جلب توجه به زخم های هیجانی بهبود نیافته گردند اجتناب می کنند.
۲) افسردگی بین نسلی؛ گاهی اوقات، افسردگی بخشی ازDNA یک خانواده است. درجستجوی تاریخچه هیجانی/ اجتماعی خانواده ها، نسل های افسرده اغلب منسوبانی که با مواد خود درمانی می کردند یا تمام مدت زندگی شان در حال تحمل وضعیت های روانی ناپایداری بودند قابل یافتن هستند.
۳) ناکامی و سرخوردگی رفع نشده؛ اغلب افراد دارای افسردگی عملکرد بالا زندگی های آزاردهنده و دلسرد کننده ای دارند. از مواجهه مستقیم با مشکلات هیجانی اجتناب می کنند و ترجیح می دهند که متمرکز بر کار باقی بمانند. آنها ناکامی، بیزاری، بی میلی و نومیدی ها را ذخیره می کنند که موجب توقف استفاده از انرژی خودشان و ضربه زدن به آن می شود(مقاله « چگونگی اجتناب از تعارضی که تعارض در روابط را تشدید میکند.» را مطالعه کنید).
* سه روش رفع افسردگی عملکرد بالا
۱) خود مراقبتی؛ افراد با افسردگی عملکرد بالا اغلب در یک حالت خود غفلتی زندگی می کنند. حتی اگر در شکل فیزیکی خوبی باقی بمانند، امکان دارد که از زندگی های هیجانی خودشان غفلت کنند.درمان گروهی بطور اثربخشی انزوای هیجانی آنها را متوقف می سازد، چون اعضای گروه می آموزند که نیازهایشان را با کلمات بیان کنند و زخم های هیجانی را بهبود دهند.
۲) تجلی خلاقانه؛ هنر، موزیک و رقص برخی از قویترین ابزارها برای مقابله با افسردگی عملکرد بالا هستند. فعالیتی را برگزینید که به شما لذت و خوشحالی ناب می دهد. چیزی که عاشق آن هستید. در این صورت محتمل است که انرژی و اشتیاق محبوس شده توسط فعالیت های روزمره تکراری و معمولی را رها کنید.
۳) دارو؛ اگر از درمان های طبیعی مانند تغییرات در رژیم غذایی، ورزش، برنامه های معمول روزمره، حرفه و غیره خسته شده اید و افسردگی عملکرد بالا هنوز آزارتان می دهد، ممکن است زمان اندیشیدن به استفاده از دارو باشد. بعنوان یک درمانگر، مصرف دارو آخرین ملاحظه من است، اما اغلب، می تواند دری را باز کند که بنظر می رسد برای ابد بسته بوده است.
https://www.psychologytoday.com
ترجمه و تلخیص؛ غریب واحدی پور

برای یافتن مشکل، این تست«فرسودگی سبک زندگی» را انجام دهید.
پست شده؛ ۲۳اوت ۲۰۲۲
نکات کلیدی:
۱) اپیدمی کرونا نقش بزرگی در خلق یک سبک زندگی بی تحرکی؛ انزوا، عدم فعالیت و گشت زنی بدون تفکر از میان مانیتورهای دیجیتال ایفا کرد.
۲) تغییر از طریق گنجاندن فعالیت های جدید در زندگی روزانه برای مختل سازی یکنواختی یا پیش بینی پذیری، پادزهری برای « فرسودگی سبک زندگی » است.
۳) هر تغییری در برنامه روتین روزانه مانند قدم زدن در مکان های جدید، تنظیم یک برنامه زمانی خواب پر آسایش یا ارتباط با دوستان قدیم چنین کاری را می کند.
«من خیلی، خیلی، خیلی خسته ام!»
من این عرض حال را هر هفته در دفترم می شنوم.
درمانجویان در جلسات پی در پی، راجع به احساس مزمن بی رمقی با انرژی که به سختی روز را می گذرانند شکایت می کنند.
این وضعیت چقدر بد است؟ آنها نمی خواهند ریسک خروج از خانه هایشان را برای شرکت در جلسات روان درمانی هفتگی بپذیرند.
آنها می نالند که « آیا امروز هم باید در دفترتان حضور یابم؟». «نمی توانیم تلفنی گفتگو کنیم؟
چه عواملی موجب آغاز این اپیدمی فرسودگی شدند؟
* اثر اپیدمی و «فرسودگی سبک زندگی»
مشابه اکثر مردم، احتمالاً زمان زیادی را در خانه می گذرانید، درون گوشی همراه خودتان می چرخید، بصورت پی در پی تلویزیون می بینید یا بدون از تفکر بر روی فیلم های تیک تاک و یو تیوب کلیک می کنید.
درک می کنم. من قبلاً در چنین موقعیتی بوده ام.
اپیدمی نقش بزرگی در خلق این سبک زندگی بی تحرک جدید ایفا کرد. محبوس بودن درون خانه، چسبیدن به کاناپه، منزوی شدن، عدم فعالیت توأم با ماهها ارتباط اجتماعی شخصی محدود، مطمئناً به ناخشنودی از زندگی منتهی می گردد.
اما این سبک زندگی پسا اپیدمی چه تاثیری بر روی سلامت روان تان دارد؟
* احساسات افسردگی
موقعی حس می کنید که در حال خزیدن به سمت یک حالت افسردگی هستید، احتمالاً با ناامنی ها و خود تردیدی دچار شوک می شوید. امکان دارد شروع به نشخوار فکری کنید، گزینش هایتان را زیر سؤال ببرید، به موشکافی در سوابق خود بپردازید و روابط و حرفه تان را کالبد شکافی کنید.
از همه بدتر اینکه، شروع به از دست دادن درک خودتان از واقعیت می کنید. از ذهن خود فریب ها و حیله هایی ببینید، ممکن است از خودتان بپرسید،« چرا من بطور ناگهانی احساس افسردگی می کنم؟»
غالباً، جواب سر راست است.
«سبک زندگی»
بجای جستجو از میان پیشینه خودتان، رزرو قرار ملاقاتی با یک روانپزشک یا سرزنش خود برای احساسی که دارید، به تفکر در خصوص سؤال ضروری ذیل بپردازید:
آیا افسردگی تان نتیجه ای از سبک زندگی تان است؟
موقعی که به شایع ترین محرک های افسردگی مانند انزوای اجتماعی، زندگی بی تحرک یا فقدان انگیزش برای آفرینش و خلاقیت می اندیشید، روشن است که اینگونه عادات تکراری زمینه مساعدی برای افسردگی بوجود می آورند.
* افسردگی در مقابل « فرسودگی سبک زندگی»
در پست گذشته ام بنام « نکات مهم و ضروری برای درک افسردگی با عملکرد بالا» ذکر کرده ام که تشخیص افسردگی با عملکرد بالا(همچنین معروف به افسرده خویی) سخت است. برخلاف اپیزودهای افسردگی عمده، افسردگی با عملکرد بالا سطح پایین، مزمن و فاقد محرک روشنی است.
اما فرسودگی سبک زندگی، محرک های آشکاری دارد و با احتمال بیشتری نتیجه گیر افتادن در یک سبک زندگی یکنواخت بجای تمایلی برای بروز افسردگی است( «فرسودگی سبک زندگی» اصطلاحی است که من استفاده می کنم و یک تشخیص رسمی نیست).
* چک لیست« فرسودگی سبک زندگی»
لیست ذیل را بدقت بخوانید و بنگرید که به کدام سوالات جواب «بله» می دهید:
۱) آیا هر روز احساس مشابه ای دارید؟
۲) آیا کارتان ملال آور و غیر رضایت بخش است؟
۳) آیا از ترک خانه وحشت می کنید؟
۴) آیا از دوستان و تعامل اجتماعی اجتناب می ورزید؟
۵) آیا بیش از دوستانتان با دستگاههای الکترونیکی وقت می گذرانید؟
۶) آیا انگیزه خلاقیت و آفرینش خود را از دست داده اید؟
۷) آیا انگیزه رابطه جنسی تان در حال محو شدن است ؟
۸) آیا در نهایت راجع به ناتوانی ها و عدم موفقیت خود به وسواس و نشخوار فکری می رسید؟
۹) آیا در حال پرخوری یا کم خوری هستید؟
۱۰) آیا احساس می شود فعالیت هایی که قبلاً برایتان لذت بخش بودند، اکنون تلف کننده وقت هستند.
اگر به پنج یا تعداد بیشتری از سوالات مزبور جواب«بله» دادید، امکان دارد از «فرسودگی سبک زندگی» رنج ببرید( اگر چه « فرسودگی سبک زندگی» از احتمال بروز افسردگی جلوگیری نمی کند).
چگونگی رهائی از «فرسودگی سبک زندگی»
حیات و دوام «فرسودگی سبک زندگی» در یکنواختی و تکرار است. رهائی از آن با یک کلمه قوی یعنی«تغییر» آغاز می شود.
هر تغییری در برنامه معمول روزانه مانند زودتر بیدار شدن، زودتر به رختخواب رفتن، ارتباط با یک دوست قدیمی یا رفتن به یک کنسرت یا تئاتر چنین کاری را انجام می دهد. به جستجوی فعالیت های جدیدی بپردازید که در یکنواختی یا پیش بینی پذیری اختلال ایجاد می کنند.
میزان بزرگی یا کوچکی مهم نیست. تغییر پادزهری قوی است. برای مثال، بیماری در پروسه روان درمانی با من می گوید که فقط با سازماندهی مجدد آشپزخانه اش شروع به رهائی از «فرسودگی سبک زندگی» کرد؛ بیمار دیگری پس از نام نویسی در یک کلاس رقص احساس بهتری داشت و دیگری سفری با دوستانش به یک جزیره استوایی را رزرو کرد.
چنین گزینش هایی انرژی و نیروی حیات تازه ای می بخشند و به ما یادآوری می کنند که زندگی چیزی است که ما خود می سازیم. حتی تغییرات کوچک می توانند روحیه تان را تازه و با طراوت کنند و نیروی تقویتی را که برای راه اندازی مجدد سبک زندگی تان نیاز دارید به شما بدهند.
برای مطالعه ایده های بیشتر در خصوص بچالش کشیدن خودتان و رهائی از « فرسودگی سبک زندگی»، مقاله « نه روش درمان افسردگی خودتان» را مطالعه کنید.
https://www.psychologytoday.
ترجمه و تلخیص؛ غریب واحدی پور

اندوه و افسردگی اغلب به هدف و مقصودی کمک می کنند.
پست شده؛ ۱۸مارس۲۰۲۴
نکات کلیدی:
۱) بجای درمان افسردگی شبیه یک مرض، آن را بپذیرید و در پیامی که ممکن است برای انتقال آن تلاش کند، تعمق کنید.
۲) غم و اندوه انکار شده منشأ عوارض روان تنی و یک نیروی محرک خیلی از رفتارهای مخرب است.
۳) اتفاقات زندگی طبیعی که محرک افسردگی هستند شامل حزن و سوگ، آسیب و تروما هستند.
در زندگی اوقاتی وجود دارد که افسردگی از راه می رسد. گاهی اوقات علت روشنی دارد، اما برخی اوقات نیز بطور ناگهانی فرا می رسد. مشابه یک مهمان ناخواسته، بر آستانه درب خانه ظاهر می شود، به خودش اجازه دخول می دهد و زمزمه می کند که« آهای دوست قدیم، اجازه بده زمانی را با هم بگذرانیم.»
هنگامی که جوانتر بودم، احساس می کردم که دوره های کوتاه افسردگی مشکل ساز هستند و نشانه ای مبنی بر از هم پاشیدن زندگی ام هستند. پدرم را می دیدم که در تمام عمر با افسردگی گلاویز بود. احساس غم یا افسردگی غیرقابل پذیرش بود. بهترین کاری که می توانستیم انجام دهیم مشغول شدن و دور کردن غم با حفظ تحرک بود.
همچنانکه مسن تر شده ام، آموخته ام که قدردان احساسات غم و افسردگی باشم. از این ها گذشته، خیلی از ترانه های قشنگ، شعرها، فیلم ها و ادبیات یادگار های غم و اندوه هستند. بدون از غم و اندوه، آن آفرینش ها و زایش ها ممکن نبوده اند.
برخی اوقات که برای رفع غم و اندوه خود دست به کار می شوم، اغلب هیچ علت احتمالی نمی یابم. در ظاهر، زندگی شادی دارم؛ یک شریک با محبت، یک خانواده حامی و یک حرفه پر رونق دارم. با این وجود، افسردگی هنوز از راه می رسد و مدتی می ماند.
بجای درمان افسردگی شبیه یک مرض، پیشنهاد می کنم که آن را بپذیریم و در پیامی که ممکن است برای انتقال آن تلاش کند، تعمق کنیم (نکات کلیدی برای درک افسردگی با عملکرد بالا را ببینید).
* اجتناب از غم و افسردگی
اخیراً، من در حال هدایت یک جلسه درمان گروهی نوجوانان در دفترم بودم که موضوع غم و اندوه مطرح شد. همه متفق القول گزارش کردند که احساسات غم و اندوه یا افسردگی دوره های کوتاه شرمساری یا عجز و درماندگی جگر سوز را تحریک می کنند. به عبارت دیگر، افسردگی برای بازنده ها است. البته، این می تواند ناشی از رسانههای اجتماعی فریبنده، کمال گرایی، قرنطینه بیماری واگیردار یا رونق فرهنگ مشهور و نامدار شدگی باشد. بیان آن دشوار است.
اما بجای پذیرش غم و اندوه و واکاوی آن، آنها معمولاً برای بی حسی و فرار از آن بلافاصله به یک دستگاه الکترونیکی متوسل می شوند. به بازی های کامپیوتری مشغول می شوند، رسانههای اجتماعی را مرور می کنند یا وب گردی می کنند تا افسردگی بطور کامل پس زده شود؛ در واقع لحظه ای آرامش را با درد عمیق و شدید معامله می کنند.
برای آنها، افسردگی باید تکذیب شود، از آگاهی بیرون رانده شود.
مع الوصف، افسردگی اغلب مملو از معنی است. تا زمانیکه نیاموختم که غم و اندوه خود را بپذیریم و افسردگی ام را واکاوی کنم قادر به توقف کنترل آن بر خودم نبودم. غور در این « احساسات ممنوعه» و پردازش آنها الهام بخشم برای گزینش های جدید بود و مرا به سمت پذیرش ریسک ها کشاند. روشن شدن جرقه گرسنگی برای تغییر و تمایل برای روابط معنادارتر و عمیق تر بود.
* اوقات طبیعی برای غم و اندوه یا افسردگی
غم و اندوه انکار شده منشأ عوارض رروان تنی به ظاهر بی پایان و یک نیروی موثر در بروز رفتارهای مخربی مانند خود انزوایی، خودآزاری، سوء مصرف مواد و اعتیاد است.
برای کسانی که از افسردگی فلج کننده رنج می برند، بیشتر از هر زمانی در تاریخ داروها و اقدامات درمانی وجود دارد. هیچ دلیلی برای افسردگی مداوم وجود ندارد. با این وجود، افسردگی یا غم و اندوه نمی تواند و نباید حذف شود.
بگذارید به واکاوی برخی اتفاقات طبیعی بپردازیم که ممکن است عامل غم و اندوه و افسردگی باشند.
۱) رنج و سوگ
فقدان عزیزی، ماتم گذشته، نومیدی ناشی از یک خیانت؛ این لیست همچنان ادامه دارد. حزن و اندوه برای هر نوع فقدانی طبیعی است. برای مثال، یک دوست مریضم که معلم رقص است، اخیراً راجع به حزن و اندوه ناشی از فقدان تحرکش با من گفتگو کرد. دوستان دیگر غصه دار فقدان یک شریک زندگی یا والد خودشان هستند، زندگی با حزن و اندوه ذاتی همراه است؛ آموختن تکریم و احترام غم و اندوه می تواند درگاه رسیدن به آزادی هیجانی عظیم تر و قدرشناسی باشد.
۲) آسیب و پیری
همچنانکه بدن تغییر می کند، محدودیت های طبیعی نمایان می شوند. گاهی اوقات، یک بیماری یا آسیب می تواند شما را از مسیر زندگی خارج سازد و افسردگی یا موج هایی از غم و اندوه را تحریک کند. پیری و آسیب ما را نسبت به آسیب پذیری و شکنندگی زندگی که بطریق دیگری از آن غفلت می کنیم بیدار می سازد.
۳) تروما
سرانجام تروما بصورت غیر منتظره در زندگی هر کسی ظاهر می شود. چگونگی تمایل ما برای کنترل همه جنبه های زندگی مهم نیست، واقعاً نمی توانیم. من تصادف ویرانگری را به یاد می آورم که چند سال قبل داشتم، آن تصادف در یک روز قشنگ تابستانی اتفاق افتاد. هرگز متوجه وقوع آن نشدم. درسی که از آن موختم؟ هیچ چیزی را پایدار و ثابت فرض نکنید. حتی محتاط ترین و ماهرترین کاپیتان هم کشتیرانی سلیس و هموار را تضمین نمی کند.
* پردازش غم و اندوه و افسردگی
اولین چیزی که راجع به افسردگی یا غم و اندوه متوجه شدم این است که هردو سرعت فعالیت مرا کند می کنند و به یک فضای تفکر و تأمل می برند. در گزینش های زندگی ام تعمق می کنم. به عزیزانی که از دست دادهام و اشتباهاتی که کرده ام می اندیشم. فهرست آرزوها و اهدافم را بازنگری می کنم و به مرگ خودم می اندیشم.
تمام این پروسه می تواند بی عیب، رضایت بخش و ناراحت کننده باشد. اما اغلب، از چنین اپیزودهایی با شفافیت و سپاسگزاری مطلوب تر خارج می شوم. این پروسه یادآوری کننده ای برای مانا و پایدار نپنداشتن شرایط و نگریستن به زندگی با قدردانی بیشتر است.( مقاله « روش هایی برای بهبود افسردگی تان » را مطالعه کنید.)
* کمپین مقابله با افسردگی و غم و اندوه
شادی تجارت بزرگی شده است. اگر احساس غم یا افسردگی می کنید، بی شک مشکلی دارید. حال آنکه من مایلم بگویم که اگر گاهی اوقات احساس غم یا افسردگی نمی کنید، با احتمال بیشتری مشکلی دارید. در مجموع، اوقاتی در زندگی وجود دارد که احساس غم یا افسردگی مقتضی، ضروری و محرک رشد است.(مقاله « آیا افسردگی یا فرسودگی سبک زندگی دارید؟» را مطالعه کنید.)
بنابراین، مرتبه دیگری که غم و اندوه سراغ تان آمد، از آن استقبال کنید. زمانی را به درون اندیشی اختصاص دهید، نسبت به آن آگاه شوید. یک کتاب شعر بردارید، در دفترچه یادداشت خود بنویسید، به موزیک گوش بدهید یا کنار آب قدم بزنید. امکان دارد از اپیزود افسرده ساز خودتان با آرامش خاطر و شفافیتی که در اشتیاق آن بوده اید خارج شوید.
منبع؛ https://www.psychologytoday.com
ترجمه و تلخیص:غریب واحدی پور
I don't believe in love at first sight because my mother started loving me before seeing
me
Luffina Lourduraj
"من عاشق شدن در نگاه اول را باور ندارم زیرا مادرم عشق ورزیدن به مرا قبل از دیدنم آغاز کرد."
تنها راه جلوگیری از انتقاد,هیچ کاری انجام ندادن,هیچ چیزی نگفتن و هیچ کسی نبودن است."ارسطو"
بهترین آمادگی برای فردا حداکثر تلاش و بهترین عملکرد امروز است.
در هوای ابری دیگران رنگین کمان باشید
زندگی را جدی نگیرید.زیرا از آن زنده بیرون نمی آیید.
25درصد زندگی اتفاقات و 75درصد آن عکس العمل به این اتفاقات است.