
فکر می کنید که خلق یا تغییر عادات سخت است؟ خیر، اگر این تحقیق را بخوانید سخت نیست.
پست شده؛ ۱۹ آوریل۲۰۱۹
آیا تاکنون شنیده اید که شکل گیری یا تغییر یک عادت ۶۰روز زمان می گیرد؟ خوب، این واقعاً درست نیست. من راجع به درست بودن آن می نوشتم، اما تحقیق جدید و یک تغییر ذهنیت مرا به این درک و فهم رساند که عادات خیلی آسان می توانند خلق یا تغییر کنند، در صورتیکه علم پشت عادت را درک کنید و هنگام تلاش برای خلق یا تغییر یک عادت از آن استفاده کنید.
خواه دریابید یا درنیابید، بخش زیادی از رفتار روزانه تان از عادات تشکیل می شود. این ها رفتارهای خودکاری هستند که می توانید بدون از تفکر انجام دهید. آنها را هر روز به یک طریق انجام می دهید.
راجع به همه عاداتی بیندیشید که دارید و حتی تلاش برای خلق آنها را بخاطر نمی آورید. شاید موقع بیرون رفتن از خانه کلیدهایتان را در یک جیب تان می گذارید یا ممکن است هر روز هفته موقع بیدار شدن برنامه روتین خاصی برای انجام دادن داشته باشید.
احتمالاً برنامه های روتینی برای صدها چیز دارید:
چگونه خانه را برای کار ترک می کنید.
به محض ورود به محل کارتان چه کاری انجام می دهید.
چگونه آپارتمان یا خانه تان را تمیز می کنید.
چگونه رختشویی می کنید.
چگونه هدیهای برای خویشاوندی می خرید.
چگونه ورزش می کنید.
چگونه مویتان را می شوئید.
چگونه گل های زینتی تان را آب می دهید.
چگونه سگ تان را بیرون می برید.
چگونه به گربه تان غذا می دهید.
بچه هایتان را شب چگونه درون تخت خواب می گذارید
و غیره
اگر خلق بسیاری از عادات خیلی دشوار بود چه وضعیتی داشتید؟ اگر علم چگونگی شکل گیری عادات را درک کنید، می فهمید که انجام برخی کارهای نسبتاً ساده می تواند شکل گیری عادات را خیلی آسان و حتی تغییر آنها را هم کمابیش آسان کند.
برای اکثر مردم معمولاً عادات ناآگاهانه خلق می شوند و بطور خودکار انجام می شوند. عادات به همه ما کمک می کنند تا صدها کاری را که نیاز داریم و می خواهیم در زندگی های خودمان انجام دهیم. چون می توانیم یک عادت را بدون از اینکه مجبور به فکر کردن در مورد آن باشیم انجام دهیم، در نتیجه فرآیندهای فکری ما برای کار بر روی چیزهای دیگر آزاد می شوند. این ترفند زیرکانه ای است که مغزهای ما پدید آورده اند تا ما را کارآمدتر کنند.
همه چیز با بزاق(آب دهان) شروع شد
بگذارید نگاهی به علم پشت شکل گیری عادات بیاندازیم. اگر حتی در یک دوره روانشناسی شرکت کرده باشید، احتمالاً نام ایوان پاولف را شنیده اید. پاولف بخاطر کارش در ساخت دارو برنده جایزه نوبل ۱۹۰۴شد. او تحقیق در مورد سیستم گوارش را از ابتدا با کار بر روی سگ ها آغاز کرد. اما در حالیکه بر روی سیستم گوارش تحقیق می کرد، چیزی را کشف کرد که شگفت زده اش کرد.
پاولف در حال سنجش بزاقی بود که سگ ها بعنوان بخشی از سیستم گوارش تولید می کنند. او مشاهده کرد که ابتدا سگ ها موقعی غذا را دیدند، حتی قبل از اینکه آن را مزه کنند، آب دهان ترشح کردند. سپس متوجه شد که اگر اتفاق دیگری مانند صدای زنگ یا صدای پاهای آزمایشگر با غذا جفت می شد، در نهایت سگ شروع به ترشح بزاق فقط با صدای زنگ یا پاها می کرد. این پروسه شرطی سازی کلاسیک نامیده شد.
بدین صورت است که: ابتدا دو چیز را با همدیگر جفت می کنید، یک محرک(غذا) و یک واکنش(بزاق دهان)
محرک(غذا) منتج به بروز واکنش(ترشح بزاق دهان) می شود. سپس محرک دیگری اضافه می کنید:
محرک ۱(غذا)+ محرک۲(صدای زنگ)منجر به بروز واکنش(ترشح بزاق دهان) می شود.
بتدریج قادرید محرک اصلی را حذف کنید و فقط محرک دوم عامل بروز واکنش باشد.
محرک۲(صدای زنگ) به واکنش(ترشح بزاق دهان) منجر می شود.
شاید تاکنون کنجکاو شده اید که این موضوع چه ارتباطی به شما دارد. احتمالاً در حال تلاش برای خلق یک عادت ترشح بزاق نیستید!
شرطی سازی کلاسیک نقطه شروع برای درک رفتار خودکار و عادات است.
برای مثال؛ عادت سیگار کشیدن را در نظر بگیرید:
ابتدا محرک ۱( مشاهده سیگار) منجر به واکنش(روشن کردن و کشیدن سیگار)می شود.
سپس اضافه می کنیم:
محرک ۱(مشاهده سیگار) + محرک۲(احساس کسلی و بی حوصلگی) منجر به واکنش( روشن کردن و کشیدن سیگار) می شود.
تا اینکه به مرحله ذیل می رسیم:
محرک۲(احساس کسلی و بی حوصلگی) منجر به واکنش(روشن کردن و کشیدن سیگار) می شود.
با بخاطر داشتن این تحقیق آغازین در ذهن، بگذارید جستجو کنیم که اکنون راجع به خلق و تغییر عادات چه می دانیم.
۱) اعمال کوچک، ویژه با احتمال بیشتری عادت می شوند.
فرض کنید تصمیم می گیرید که یک عادت ورزشی خلق کنید و به خودتان می گوئید،« از آلان به بعد، بیشتر ورزش می کنم.» این بعید است به یک عادت تبدیل شود، چون خیلی کلی/ مبهم و نیز خیلی بزرگ است.
این چطوره «من می خواهم سه مرتبه در هفته ورزش کنم.» کمی بهتر است، اما هنوز بقدر کافی ویژه نیست. « من هر روز پس از کار برای یک پیادهروی بیرون می روم» بهتر است، چون ویژه تر است. یا حتی،« موقعی پس از کار به خانه می رسم، اولین کاری که انجام می دهم تعویض لباس ها و کفش ها و رفتن برای یک پیاده روی ۳۰دقیقه ای است.»
۲) آسان کردن عمل برای انجام، احتمال عادت شدن آن را افزایش می دهد.
موقعی که یک عمل ویژه، کوچک را شناسائی کردید، سپس نیاز دارید که آن را برای انجام دادن ساده کنید. در مثال ورزش/ پیاده روی، اگر آن را آسان کنید با احتمال بیشتری به عادت مشغول می شوید. برای مثال، کفش ها و لباس های تان را نزدیک درب در دسترس بگذارید که تا به خانه رسیدید آنها را ببینید.
۳) اعمالی که مستلزم حرکت فیزیکی هستند آسانتر به یک عادت شرطی می شوند.
در ارتباط با مثال پیاده روی/ ورزش، آسان است. بازوی خود را دراز می کنید و لباس های ورزشی تان را برمی دارید.
اگر در تلاش برای خلق عادتی هستید که خیلی فیزیکی نیست، برای مثال عادتی که در شروع روز کاری، مکث می کنید و فکر می کنید که مهم ترین چیزها برای اینکه در آن روز انجام دهید چه هستند، سپس نیاز دارید برای انجام آن یک حرکت فیزیکی انجام دهید. برای مثال، وایت برد ویژه ای نزدیک خودتان دارید و از قلم مخصوصی برای انجام این کار استفاده می کنید.
۴) عاداتی که دارای نشانه های دیداری و شنیداری مربوط به خودشان هستند برای خلق و نگهداری آسانتر هستند.
یک دلیل اینکه چرا استفاده از گوشی همراه خیلی عادت می شود این است که موقعی پیامی دارید روشن می شود و هنگامی پیام متنی وجود دارد صدای وزوز یا جیک جیک می دهد. این نشانه های دیداری و شنیداری توجه ما را جلب می کنند و احتمال پرورش یک واکنش شرطی شده را افزایش می دهند.
بهترین روش برای تغییر یک عادت موجود، خلق عادتی جدید بجای آن است.
فرض کنید عادت ورود به خانه در انتهای یک روز کاری، برداشتن یک نوشیدنی سودا، روشن کردن تلویزیون و نشستن روی کاناپه را دارید. دوست دارید که انجام آن را متوقف کنید، چون بدون از اینکه متوجه شوید ، یک ساعت سپری شده است و شام را شروع نکرده اید یا هیچ ورزشی نکرده اید.
چگونه آن عادت را تغییر می دهید؟ باید به آغاز سیکل محرک/واکنش برگردید و واکنش فعلی را با واکنش متفاوتی جایگزین کنید.
آنچه در ارتباط با واکنش/ محرک موجود در حال وقوع است بدین شرح است:
محرک(ورود به خانه) به واکنش( قاپیدن نوشیدنی، روشن کردن تلویزیون، نشستن بر روی کاناپه) منجر می شود.
برای تغییر این عادت، تصمیم بگیرید که آن را با چه چیزی می خواهید جایگزین کنید. برای مثال، فرض کنید بمحض رسیدن به خانه می خواهید برای یک پیاده روی بروید. بهترین کار برای انجام دادن قرار دادن کفش های پیادهروی و شاید یک لباس جایگزین نزدیک به دربی است که وارد می شوید. سپس برای چند روزی، بمحض ورود به خانه برداشتن با قصد و غرض کفش ها و لباس ها، پوشیدن آنها و رفتن برای یک پیاده روی است.
طی هفت روز، ورود به خانه را برای واکنش متفاوتی شرطی کرده اید:
محرک( ورود به خانه) به واکنش( برداشتن کفش ها و لباس ها، تعویض آنها و رفتن برای پیاده روی) منجر می گردد.
این شیوه را آزمایش کنید. عادت جدیدی برای خلق یا عادت موجودی جهت تغییر تعیین کنید. بعد، محرک و واکنش را مشخص کنید. مطمئن شوید که رفتار کوچک، آسان و مرتبط با حرکتی فیزیکی است و در صورت امکان از یک نشانه دیداری یا شنیداری هم استفاده کنید. عادت جدید را برای یک هفته انجام دهید و ببینید چه اتفاقی می افتاد. امکان دارد که از میزان سادگی خلق یا تغییر عادات شگفت زده شوید.
منبع؛ www.verywellmind.com
ترجمه و تلخیص:غریب واحدی پور
I don't believe in love at first sight because my mother started loving me before seeing
me
Luffina Lourduraj
"من عاشق شدن در نگاه اول را باور ندارم زیرا مادرم عشق ورزیدن به مرا قبل از دیدنم آغاز کرد."
تنها راه جلوگیری از انتقاد,هیچ کاری انجام ندادن,هیچ چیزی نگفتن و هیچ کسی نبودن است."ارسطو"
بهترین آمادگی برای فردا حداکثر تلاش و بهترین عملکرد امروز است.
در هوای ابری دیگران رنگین کمان باشید
زندگی را جدی نگیرید.زیرا از آن زنده بیرون نمی آیید.
25درصد زندگی اتفاقات و 75درصد آن عکس العمل به این اتفاقات است.