
اشتیاق برای کنترل، ترس از افکار بیان نشده و موارد بیشتر
پست شده؛ ۲۹سپتامبر۲۰۲۲
نکات کلیدی:
۱) پر حرفی اغلب از اضطراب اجتماعی ناشی می شود، به سخن گفتن بدون کنترل و اضطراب بیشتر منجر می گردد، در نتیجه یک حلقه بازخورد مضر خلق می کند.
۲) اعتراف فرد به اضطراب خود در حین مکالمات و جستجوی کمک از دوستان، دلگرمی و راهنمایی مورد نیاز برای تغییر را مهیا می کند.
۳) چشم پوشی از کنترل، پذیرش زوال افکار بیان نشده و اعتماد به دانش دیگران، گوش دادن بیشتر را تشویق می کند.
در یک پست قبلی، روش های بهبود مکالمات با کسانی را که خیلی زیاد حرف می زنند از دید شنوندگان بستوه آمده شرح دادم.
نظریات زیادی از کسانی دریافت کردم که باور داشتند خیلی پر حرف هستند. آنها از تسلط بر مکالمه خودشان آگاه بودند، اما برای محدود کردن سخن و کلام خودشان احساس ناتوانی می کردند. آنها در جستجوی راهنمایی برای مکالمه به روش متعادل تری بودند.
این مقاله دیدگاه را تغییر می دهد و به مدیریت پر حرفی از دید کسانی می نگرد که خیلی زیاد حرف می زنند.
پر حرفی اغلب از اضطراب اجتماعی ناشی می شود که یک حلقه بازخورد آزار دهنده خلق می کند. مردم هر چه بیشتر حرف بزنند، راجع به شخصیت های اجتماعی خودشان مضطرب تر می شوند و بیشتر سخن می گویند. در چنین موقعیتی، حرف خیلی زیاد می تواند مشابه یک عادت غیر قابل کنترل احساس شود. خیلی از ماها گاهگاهی زیاد حرف می زنیم، اما عادت مشکلاتی خلق می کند زیرا خودش را تقویت می کند و خودآگاهی را تضعیف می کند.
اگر باور دارید که عادت به پر حرفی دارید، مبحث ذیل را ملاحظه کنید.
پرس و جو بجای شرح و تفسیر تفصیلی
برای هدایت مکالمه به سایر مردم سؤالات تشریحی بپرسید، در حالیکه از این سؤالات برای باز داشتن خودتان از تسلط بر مکالمه نیز استفاده می کنید. اگر کسی با شما راجع به سفری جالب سخن می گوید، واکنش ناگهانی نقل داستان سفری از خودتان را به جهت دیگری هدایت کنید.
در عوض، با یک سوال تشریحی راجع به سفر واکنش نشان دهید. کسانی که سوال می پرسند با بروز علاقه نسبت به دیگران جذاب تر تلقی می شوند.
نظارت بر خود گفتگویی در مکالمه
موقع احساس اضطراب، مردم ممکن است از مکالمه برای بیان افکار خودشان استفاده کنند. نتیجه یک اشتراک تجربه شخصی است که بعنوان یک جریان خرد کننده اعتراف معمولاً با جزئیات غیر ضروری نمایان می شود. موقعی که با یک ناتوانی برای درک نشانه های اجتماعی که شنونده ها بقدر کافی داشته اند جفت و جور شود، خود گفتگویی می تواند بصورت بازرسی نشده ادامه یابد.
اگر احساس می کنید که در حال اشتراک خیلی زیاد هستید، به خودتان بگوئید که نوبت های گفتگو ویژگی ساختاری تعیین کننده گفتگو هستند. برای هر پاراگرافی که نظرات خودتان را بیان می کنید، توقف کنید و اجازه دهید تا یگران نظریاتشان را بیان کنند. به آنها نوبت هایشان را بدهید.
ما طراحی شده ایم که گفتگو کنیم و راجع به خودمان گفتگو کنیم. تا ۴۰ درصد نطق یک فرد در مورد خودش هست. گفتگو راجع به خویشتن مراکز پاداش مغز را فعال میکند، بنابراین، رضایت و خوشنودی فردی اغلب در تعارض با اجازه دادن به دیگران برای حرف زدن است. پس، تلاش برای بالانس تمرکز بر خویشتن با نیازهای دیگران در مکالمه طبیعی است.
خواندن و تعبیر نشانه های مکالمه ای
سخن پردازانی که بقدر مقتضی اجتماعی باشند موقع مداخله و موقعی را که باید عقب نشسته و گوش بدهند درک می کنند و بنابراین در مکالمات ریلکس تر هستند. خیلی از پر حرف ها در درک و فهم نشانه های اجتماعی مهارت کمتری دارند، این اضطراب اجتماعی را بدتر می کند.
یک راه حل هدایت توجه به سمت خواندن و تعبیر نشانه های محاوره ای است. موقعی که در حال سخن گفتن هستید و دیگران می خواهند سخن بگویند، آنها به جلو متمایل می شوند، به شما نگاه می کنند، یک دست را تکان می دهند گویی قصد گفتگو دارند و تلاش برای گفتن حرفی را آغاز می کنند. وقتی بتدریج با سخن شما بی قرار می شوند، جای دیگر یا پایین را نگاه می کنند، به خود می پیچند، بطور مکرر گوشی خودشان را چک می کنند یا حتی برمی خیزند. موقعی این واکنش ها رخ می دهند، زمان توقف سخن است.
پذیرش اضطراب در حین یک مکالمه
اگر در موقعیت های اجتماعی مضطرب هستید و می شنوید که در حال بیان یک طرفه افکار خودتان هستید، توقف کنید و اضطراب تان را صادقانه بپذیرید. چنین پذیرشی تک گویی را متوقف و اجازه می دهد تا نسبت به پر حرفی خودتان آگاه شوید، به دیگران فرصتی می دهد تا دغدغه ها و نگرانی های تان را درک کنند.
پذیرش سرخوردگی و ناکامی ناشی از افکار بیان نشده
پدرم سر میز شام موقعی که می خواست وارد گفتگو شود، می گفت،« وقتی سخن تان را قطع می کنم، حرف نزنید.» لذا می فهمیدیم که حرفی برای گفتن دارد. ترکیب جذاب شکسته نفسی و جرأت او، ما را برای استقبال از نظریاتش تشویق می کرد. اگر بتوانیم چنین تکنیکی را با موفقیت انجام دهیم، امکان دارد که پریدن ها در میان صحبت دیگران نگران کننده بنظر نرسند، اما اکثر اوقات، باید در این خصوص محتاط باشید.
خیلی از ماها عدم بیان بینش های آنی خودمان حین یک مکالمه و سپس محو آنها از حافظه فعال را تجربه می کنیم. اگرچه دلسرد کننده و آزار دهنده است، اما در گفتگو مطلوب تر است که بر روی از دست دادن افکار خودتان ریسک کنید و به دیگری اجازه دهید تا سخنانش را تمام کند. خیلی از افراد پر حرف این را تحمل ناپذیر می یابند، بنابراین هنگام مکالمه حرف دیگران را قطع می کنند. اما نباید با چنین سرسختی در خصوص توقف جریان مکالمه دیگران، در مقابل از دست دادن نظر دوراندیشانه خودمان گارد بگیریم.
بی شک بیان بینش هایمان رضایت بخش است، اما اگر بیان نشوند، باید بعنوان یک پیامد طبیعی مکالمه پذیرفته شود و بعداً نباید برای مدتی طولانی به نشخوار فکری مبدل شود.
هدایت و کنترل توجه
افراد با کمبودهای توجه بجای تمرکز بر یک موضوع از عنوانی به عنوان دیگر بر اساس تداعی معانی و نه تم و موضوع می پرند. اگر توجه تان سرگردان است یا برای تمرکز احساس فشار یا ناتوانی می کنید، کلام و سخن تان را بر مکث تنظیم کنید. سپس برای درک همپوشی بین نظریات سایر افراد گوش دهید. هر همپوشی یک تم و موضوع یعنی چیزی است که در میان مشارکت کنندگان مشترک است. بر روی شناخت این موضوع ها و تم ها کار کنید. بجای استفاده از یک پاره کامنت، بعنوان وسیله ای تسهیل کننده جهت بیان تجربه تان از یک کامنت همپوشی استفاده کنید.
ارتباط بجای تجلی و ابراز
ارتباط اساسی مستلزم یک ایده، یک واسطه ابراز و بیان(برای مثال، حرف زدن) و کسی برای دریافت ایده بیان شده است. اگر مکالمه به بیان افکار بی توجه به تجربه گیرنده باشد، دیگر ارتباط نیست. بلکه تجلی و ابراز است.
تنها نشستن و تجلی خود با نوشتن شعر، نقاشی یا نواختن پیانو می تواند بطرز خلاقانهای رضایت بخش باشد. اما مکالمه شعر، هنر یا موزیک نیست. بلکه کنشی اجتماعی است که نیازمند ملاحظه دیگران است؛ اگر خودتان را در حال ابراز و بیان خیلی زیاد و نه برقراری ارتباط یافتید، با یک عبارت معمول (« آن همه چیزی بود که باید می گفتم») خاتمه دهید و سخن گفتن را متوقف کنید، در سیل و طغیان شکاف ایجاد کنید.
تقاضا برای کمک
در صورتیکه خودتان را پرحرف تصور می کنید، یک یا دو دوست را برای کمک دعوت کنید. به آنها خاطر نشان سازید که اگر مدت زیادی در یک مکالمه حرف می زنید یا پس از آن بازخورد صادقانه بدهند گشودگی و استقبال از انتقاد به آگاهی بیشتر در خصوص پرحرفی و حساسیت بیشتر نسبت به دریافت نشانه ها از شنونده ها منجر می گردد.
چشم پوشی از کنترل
برخی اساتید عمدتاً سخنرانی می کنند زیرا کنترل موضوعات و زمان در سخنرانی آسانتر است. در خصوص پر حرفی در مکالمه نیز وضعیت همینطور است: بدین طریق کنترل حفظ می شود. اما مکالمات، سخنرانی نیستند و حتی تعاملات کلاس درس موقعی به سمت محاوره و گفتگو بروند موثرتر هستند. عقب کشیدن از حالت مرکزیت و اجازه دادن به دیگران برای پیش قدمی می تواند ریلکس سازی را تشویق و اضطراب را کاهش دهد.
حفظ مرکزیت
انحرافات و گریز از موضوع در مقالات کتبی اثر دارد اما بندرت در داستان های کوتاه شفاهی اثر گذار است. موقعی چیزی برای گفتن دارید، برای تمرکز بکوشید، موضوع اصلی را در ذهن حفظ کرده و پیچ و خم را محدود کنید. اگر از سخنان خود در می یابید که سرگردانید، به موضوع مرکزی برگردید. در ارتباط با داستان، از ساختار اساسی داستان شامل یک صحنه و زمینه، یک درآمیختگی و یک راه حل و فقط یک یا دو شخصیت استفاده کنید.
اعتماد به دانش دیگران
مراقب جزئیات خیلی زیاد باشید. صرفنظر از دانش عمومی به شنوندگان اجازه میدهد تا با استنباط و نتیجه گیری مشارکت کنند، در حالیکه توانایی آنها برای تکمیل سخن در مواقع ضرورت نیز محترم شمرده می شود.
تفسیر مجدد دانش و مهارت
همواره احساسی شبیه یک متخصص داشتن یعنی احساس دانستن آنچه که بهترین است و نیاز به بهره مند ساختن دیگران از چنین دانشی با جزئیات خیلی زیاد می تواند به حرف زدن خیلی زیاد منجر گردد. شنیدن آنچه که قبلاً می دانیم ممکن است آزار دهنده باشد. اما این آزار و سرخوردگی را می توانید تحمل پذیر کنید. اگر یک احساس متخصص و ماهر بودن در حین یک مکالمه ادامه یابد، با پذیرفتن نقش مربی و تشویق دیگران برای طرح ایده هایشان این احساس را کانالیزه کنید. دانش دیگران را استخراج کنید. سقراط باشید.
گفتار پایانی
برای پر حرف ها، سکوت چاره ساز نیست. در اینصورت از آموختن چگونگی گفتگو اجتناب می شود و می تواند به سیل بی امان بعدی سخنان منتهی شود. هدف بازسازی بالانس گفتگو و گوش دادن با پرسیدن سؤالات بجای مهیا سازی جواب ها، محدود سازی خود گفتگویی آشکار، آموختن نشانه های اینکه سایر مردم قصد صحبت دارند، رعایت نوبت های گفتگو، پذیرش اضطراب، واکنش به تم ها و موضوعات و نه اجزء و تقاضا برای دریافت کمک از دوستان مورد اعتماد است.
این استراتژی ها یک حلقه بازخورد جدید خلق می کنند که در آن سهم های مشارکت متعادل در گفتگو به اضطراب کمتر منتهی می شود و اضطراب کمتر موجب بالانس بیشتر می گردد. در نهایت، سلاست و روانی بیشتر در مکالمات، اضطراب اجتماعی را کاهش و تعاملات جذاب تر و آسانتر خلق می کند.
منبع؛ https://www.psychologytoday.com
ترجمه و تلخیص: غریب واحدی پور
I don't believe in love at first sight because my mother started loving me before seeing
me
Luffina Lourduraj
"من عاشق شدن در نگاه اول را باور ندارم زیرا مادرم عشق ورزیدن به مرا قبل از دیدنم آغاز کرد."
تنها راه جلوگیری از انتقاد,هیچ کاری انجام ندادن,هیچ چیزی نگفتن و هیچ کسی نبودن است."ارسطو"
بهترین آمادگی برای فردا حداکثر تلاش و بهترین عملکرد امروز است.
در هوای ابری دیگران رنگین کمان باشید
زندگی را جدی نگیرید.زیرا از آن زنده بیرون نمی آیید.
25درصد زندگی اتفاقات و 75درصد آن عکس العمل به این اتفاقات است.