
اگر مردم نمی ترسیدند، نمی توانستند از خودشان در مقابل تهدید های معقول حفاظت کنند. ترس یک واکنش حیاتی به خطر فیزیکی یا هیجانی است که در سراسر دوره تکامل انسان محوری بوده است، بویژه بیشتر در زمان های قدیم که زنان و مردان بطور منظم با موقعیت های مرگ یا زندگی مواجه می شدند.
امروز، خطرات کم تر هستند، اما در حالیکه سخنرانی عمومی، آسانسور ها و عنکبوت ها همان نوع پیامدهای وحشتناک فوری را که بشر نخستین با آن مواجه بودند بوجود نمی آورند، اما برخی افراد هنوز نسبت به اشیاء یا سناریو های ویژه، واکنش های جنگ، گریز یا فریز خیلی زیاد نشان می دهند.
خیلی از افراد دوره های اتفاقی ترس یا اضطراب را قبل از یک جنگ، اولین قرار ملاقات یا هدف عالی و پر مخاطره تجربه می کنند. اما موقعی ترس فردی مزمن و نسبت به تهدید ویژه ای است و به زندگی روزانه او آسیب می رساند، آن فرد امکان دارد که عارضه ای معروف به یک فوبیای ویژه داشته باشد.
چرا مردم احساس ترس می کنند
دست کم ۶۰درصد بزرگسالان برخورداری از حداقل یک ترس نامعقول را می پذیرند، اگرچه تا امروز تحقیق روشن نساخته است که چرا این ترس ها بروز می کنند. اما یک نظریه این است که انسان ها دارای یک استعداد ژنتیکی برای ترسیدن از چیزهایی مانند مارها، عنکبوت ها، بلندی ها یا آب هستند که تهدیدی برای نیاکان شان بودند، اما بررسی این دشوار است، اگرچه افرادی که دارای یک خویشاوند درجه یک مبتلا به یک فوبیای ویژه هستند با احتمال بیشتری مستعد تجربه همان فوبیا هستند. ولی دیگران به این استناد می کنند که افراد بخاطر یک تجربه ترومایی قبلی در ارتباط با چیزهای خاص از آنها می ترسند، اما این دیدگاه در توضیح خیلی از ترس ها که فاقد چنین منابعی هستند ناتوان است.
بنظر می رسد که استعداد شخصی مانند روان رنجور خویی، احتمال دچار شدن یک فرد به فوبیا را افزایش دهد و گرایشی به سمت نگرانی های مکرر و افکار منفی نیز امکان دارد خطر را افزایش دهد، همچنین این خطر ممکن است توسط والدین خیلی مراقب، از دست دادن یکی از والدین یا بهره کشی جسمی یا جنسی افزایش یابد. بیشترین احتمال آن است که افراد مسیر های چندگانه ای را به سمت ترس ها دنبال می کنند، بویژه درمیان آنها واکنش هیجانی نفرت و انزجار است.
آیا انسان ها برای احساس ترس های ویژه تکامل یافتند؟
سراسر تاریخ انسان، حیوانات معینی مانند مارها و عنکبوت ها موجب تعداد زیادی از مرگ ها شده اند. بنابراین، برخی محققان بر این باورند که مردان و زنان ممکن است برای برخورداری از یک غریزه فطری جهت اجتناب از چنین مخلوقاتی تکامل یافته باشند، چون مزیتی برای بقاء عرضه می کند. برخی مطالعات نشان داده است که شرطی سازی افرادی که ترس های آشکاری از هیچ حیوانی ندارند برای ترسیدن از مارها و عنکبوت ها در مقایسه با ترسیدن از سگ ها و مخلوقات «دوستانه تر» دیگر آسانتر است. مطالعات در خصوص سایر پستانداران نخستین هم نشان می دهد که آنها در ترس از مارها با انسان مشابه هستند، چنین شباهتی عده ای را به این سمت هدایت کرده است که اینگونه ترس ها خودشان ممکن است در کل رشد هوش پستاندار را تحریک کنند، چون انسان ها و سایر حیوانات برای اجتناب از خطرات ناشی از چنین تهدید هایی تکامل یافته اند.
کودکان چگونه ترس را می آموزند؟
نتیجه تحقیق نشان می دهد که نوزادان معمولاً تا سن حدود ۸تا۱۲ماهگی در واکنش به افراد یا اتفاقات جدید از خودشان ترس نشان نمی دهند، اما هنگام نشستن بر روی زانوی یک والد با احتمال کمتری ترس از غریبه ها را بروز می دهند. در حالیکه برخی ترس ها در انسان ها ممکن است فطری باشند، لکن خیلی از ترس ها شاید عمدتاً با دیدن والدی که نسبت به یک حیوان یا موقعیتی با ترس و وحشت واکنش نشان می دهد، یا غالباً به کودکی راجع به خطرات آن هشدار می دهد آموخته می شوند.
فوبیاهای ویژه
یک فوبیا، یک ترس یا اضطراب روشن راجع به یک شیء یا موقعیت معین است که همیشه قرار گرفتن در معرض آن موجب برانگیختن ترس یا پریشانی در متحمل می گردد. ترس تجربه شده تقریباً همیشه نامتناسب با خطر واقعی است که اتفاق یا شیئ ایجاد می کند و افراد مبتلا به فوبیاهای ویژه معمولاً می دانند که هیچ دلیل واقعی برای ترسیدن وجود ندارد و رفتارشان غیر منطقی است. لکن، نمی توانند از واکنش خودشان اجتناب ورزند.
فوبیاها در پنج گروه وسیع طبقه بندی می شوند:
۱) ترس ها از حیوانات، مانند ترس از سگ ها(سگ هراسی)، عنکبوت ها(عنکبوت هراسی) یا حشره ها(انتوموفوبیا یا حشره هراسی) است. این ترس ها به حیوان هراسی معروف هستند. شامل ترس از خفاش(خفاش هراسی) و مارها یا مارمولک ها(خزنده هراسی) نیز هستند.
۲) ترس ها از محیط طبیعی، مانند ترس از بلندی ها(بلندی هراسی) یا از طوفان ها است. این فوبیاها شامل ترس از آتش(آتش هراسی) و ترس از تاریکی (تاریک هراسی) نیز هستند.
۳) ترس های مربوط به خون(خون هراسی)، آسیب و تزریق مانند ترس از سوزن (فوبیای سوراخ) یا اقدامات پزشکی شامل دندانپزشکی (ترس از دندانپزشک) هستند.
۴) ترس های موقعیتی، مانند ترس از پرواز(ایروفوبیا)، ترس از سخنرانی عمومی(ترس از صحبت در جمع)، یا ترسی از سوار شدن در آسانسور ها می باشد که خودش نوعی ترس از فضاهای محصور ( تنگنا هراسی)است.
۵)؛سایر موارد، مانند ترس از استفراغ یا خفگی هستند.
فوبیاها می توانند در هر زمانی آشکار شوند، اما گرایش به پدیدار شدن در کودکی و نوجوانی دارند و علائم و اثرات آنها مادام العمر هستند. در برخی موارد، قرار گرفتن در معرض موقعیت یا شیئی ترسناک (محرک ترس بیجا) می تواند موجب حملات پانیک محدود یا کامل گردد. بر اساس ویرایش پنجم کتابچه آماری و تشخیصی اختلالات روانی(DSM-5)حدود ۹ درصد آمریکایی ها سالیانه یک فوبیای ویژه را تجربه می کنند و زنان با احتمال دو برابر بیشتر از مردان یک فوبیا دارند. داشتن چندین فوبیا غیر معمول نیست: سه چهارم افرادی که مبتلا به یک فوبیای ویژه تشخیص داده شده اند دارای بیش از یک و متوسط متحمل سه فوبیا دارد. آغاز یک فوبیا گاهی اوقات می تواند به یک اتفاق ویژه شبیه نجات از یک حادثه سقوط هواپیما یا مورد حمله قرار گرفتن توسط یک سگ برگردد. اما برای افراد بیشتری، منشأ فوبیا ناشناخته باقی می ماند. برخی افراد مبتلا به یک فوبیای ویژه برای اجتناب از محرک هایشان سبک زندگی شان را تغییر می دهند بعنوان مثال به ناحیه ای که حیوانات خاص کمیاب هستند یا هیچ متروی زیرزمینی وجود ندارد نقل مکان می کنند.
اگروفوبیا یا ترس از مکان های باز (مرض انزوا طلبی)چیست؟
اگروفوبیا ترس از موقعیت هایی مانند سینما یا ماشین زیر زمینی است که فرار از آنها یا طلب کمک از آنجا دشوار است. افراد مبتلا به اگروفوبیا ممکن است از حمل و نقل عمومی، فضاهای باز مانند پل ها، فضاهای محصور مانند آسانسور ها، مکان های شلوغ مانند کنسرت ها و بطور کلی دور شدن از خانه بترسند. متحملین موقعی خودشان را در چنین موقعیت هایی بیابند ممکن است خیلی مضطرب و بدحال شوند و برای اجتناب از مسیر خودشان منحرف شوند.
چرا خیلی از افراد دارای ترسی از بلندی ها هستند؟
ترس از بلندی ها یک فوبیای عمومی است و فوبیایی است که اغلب بطور قوی تجربه می شود، در حقیقت، اغلب نشانه های آن انعکاسی از نشانه های یک حمله پانیک از جمله لرزش، کف دست های عرق کرده، تهوع و سرگیجه هستند. برخی این فوبیا را بخاطر یک تجربه ترومایی دارند، اما تحقیق بیانگر آن است که برای خیلی های دیگر، این ترس و ترس های مشابه ای مانند هراس از مکان های بسته پیامدی از آگاه بودن شدیدتر آنها از حس های بدنی خودشان نسبت به دیگران و با احتمال بیشتری تعبیر آن حس ها بعنوان تهدید آمیز است که به افکار منفی در مورد پرش، از دست دادن تعادل یا داشتن یک حمله قلبی منجر می گردد.
اضطراب اجتماعی
ترس اغلب اشکالی به غیر از فوبیاهای ویژه می گیرد. برای مثال، اختلال اضطراب اجتماعی که به فوبیای اجتماعی نیز معروف است، شامل ترس عمیقی از قضاوت، ارزیابی و طرد توسط سایر مردم است که موجب می شود تا لذت مبتلایان از زندگی محدود شود. افراد دارای اضطراب اجتماعی ممکن است از موقعیت هایی که در معرض موشکافی و بررسی دقیق دیگران قرار می گیرند مانند ارائه یک نطق، خوردن در جلوی دیگران ، ملاقات افراد جدید یا مشارکت در مکالمات گروهی اجتناب کنند.
آیا اضطراب اجتماعی شکلی از افسردگی است؟
نه، اما اضطراب اجتماعی می تواند به افسردگی و بالعکس منجر گردد. کسانی که اضطراب اجتماعی را تجربه می کنند ممکن است احساس بدبختی، خود تردیدی و حتی نومیدی خیلی زیادی را تجربه کنند که این علائم با علائم افسردگی همپوشانی می کنند. اما تحقیق در مورد این دو عارضه یک احساس هسته ای بی ارزشی یا احساس آنکه فرد لایق شادی یا دوستی سایر مردم نمی باشد را آشکار می کند.
پرداختن به این علامت و اثر در درمان می تواند کمک کند تا اضطراب اجتماعی قبل از اینکه موجب افسردگی گردد درمان شود.
چگونه می توان بر اضطراب اجتماعی غلبه کرد؟
تکنیک های درمان «رفتاری شناختی»می توانند به متحملین کمک کنند تا غلبه بر اضطراب اجتماعی را آغاز کنند. تمرین شیوه هایی برای موقعیت های اجتماعی از طریق در معرض قرار گرفتن محدود و شروع به زیر سؤال بردن داستان های درونی که آنها را به سمت اجتناب از دیگران می کشاند، می تواند اعتماد به نفس را در متحملین تقویت کند بطوریکه در حقیقت به نوعی از افرادی مبدل شوند که می توانند موقعیت های اجتماعی را مدیریت کنند. تست پیش بینی هایی که بیانگر درست از آب درنیامدن اوضاع هستند برای اثبات آنکه نادرست هستند می تواند کمک کند تا افکار اضطرابی را به چالش بکشند، همچنان می توانند پاداش و امتیاز دادن به خودشان برای گام برداشتن به سمت معاشرت های اجتماعی را که در تضاد با انتقاد غیر معقول از خودشان پس از اتفاقات است بیاموزند.
غلبه کردن بر ترس
موقعی که ترس زندگی یک فرد را مختل یا بشدت متأثر می سازد، درمان می تواند کمک کند. یک درمان اساسی برای ترس ها، درمان مواجهه ای است که در این روش یک درمانگر به منظور کمک به رفع تهدید مربوط به فوبیا، درمانجو را در محیطی ایمن برای درگیر شدن تدریجی و تکراری با منبع فوبیا راهنمایی و هدایت می کند. برای مثال، فردی با فوبیای ترس از پرواز، برانگیخته می شود تا راجع به هواپیماها فکر کند، تصویر هواپیماها را ببیند، از فرودگاه دیدن کند، به درون هواپیما برود و سرانجام یک پرواز را کامل می کند. درمان رفتاری شناختی(CBT) اغلب در ترکیب با درمان مواجهه ای برای کمک به متحملین جهت به چالش کشیدن و اصلاح باورهای مضر آنها بکار می رود.
دارو هایی مانند بتابلاکرها که آدرنالین را مسدود و ضربان قلب و فشار خون را پایین می آورند اغلب ممکن است در کوتاه مدت، موقعی که موقعیت ترسناکی ضروری یا اجتناب ناپذیر است مانند قبل از الزام برای ایراد یک سخنرانی تجویز شوند.
چه تغییرات فکری می تواند به رهائی افراد از ترس های روزانه شان کمک کند؟
تأمل در افکار ، پذیرش ترس ها و حاضر بودن در لحظه حال می تواند در خصوص ترس های روزانه موفقیت آمیز باشد. گام اول پرسیدن از داستان پشت پرده یک ترس است. هنگامی که پیشگویی های ذهنی فردی اصرار دارد که چیزی غلط از آب در می آید یا آنکه با خطر قریب الوقوع مواجه است، توانایی برای تأمل با آرامش، بازشناسی آن افکار بعنوان داستان ها و ارزیابی توأم با آرامش برای واقعی یا منطقی بودن این افکار گام قدرتمندی به جلو برای غلبه بر آنهاخواهد بود.
آیا ترس ها می توانند با واقعیت مجازی درمان شوند؟
استفاده از تکنولوژی واقعیت مجازی برای شبیه سازی مواجهه با ترس ها بعنوان یک ابزار درمانی سودمند ظهور کرده است. بنا به شواهد، درمان مواجهه ای درجه بندی شده واقعیت مجازی(VRGET) می تواند بطور ویژه در پرداختن به فوبیاهای ویژه، اگروفوبیا و اختلالات اضطراب سودمند باشد. بنظر می رسد که نتایج بهبودی بیمار در واقعیت مجازی و موقعیت های واقعی تفاوت ندارند، اما واقعیت مجازی(VR) درمانگران را قادر می سازد تا مراقبت مقرون به صرفه تر و قابل دسترس تری برای درمانجویان فراهم کنند.
منبع؛ https://www.psychologytoday.com
ترجمه و تلخیص: غریب واحدی پور
I don't believe in love at first sight because my mother started loving me before seeing
me
Luffina Lourduraj
"من عاشق شدن در نگاه اول را باور ندارم زیرا مادرم عشق ورزیدن به مرا قبل از دیدنم آغاز کرد."
تنها راه جلوگیری از انتقاد,هیچ کاری انجام ندادن,هیچ چیزی نگفتن و هیچ کسی نبودن است."ارسطو"
بهترین آمادگی برای فردا حداکثر تلاش و بهترین عملکرد امروز است.
در هوای ابری دیگران رنگین کمان باشید
زندگی را جدی نگیرید.زیرا از آن زنده بیرون نمی آیید.
25درصد زندگی اتفاقات و 75درصد آن عکس العمل به این اتفاقات است.